تبلیغات
کانون فرهنگی هنری علی بن ابیطالب(ع)روستای دستجه-شهرستان فسا - مطالب هفته چهارم اسفند 1394










کانون فرهنگی هنری علی بن ابیطالب(ع)روستای دستجه-شهرستان فسا

من سفارش میکنم که کانونهای فرهنگی - هنری مساجد را فراموش نکنید(مقام معظم رهبری)

خدا ما را به خودش هدایت می‌کند و این خیلی هیجان‌انگیز است/جذابیت خداوند در این است دیدنی و شنیدنی نیست بلکه کشف‌کردنی است، باید او را کشف کنید

حجت الاسلام پناهیان به مناسبت ماه مبارک رمضان 30 شب در مصلی بزرگ امام خمینی با موضوع «خدا چگونه انسان را هدایت می‌کند؟» سخنرانی می‌کند. در ادامه گزیده‌ای از مباحث مطرح شده درجلسه پنجم را می‌خوانید:

مهمترین مانع دریافت هدایت، دوست‌داشتنی‌های دیگر انسان است  

    هدایت مراتبی دارد که باید آن مراتب را از خداوند متعال تمنا کنیم. تا وقتی چشمِ دل انسان باز نشود، نمی‌تواند مراتب عالی هدایت را دریافت کند. مهمترین مانع برای درک و دریافت هدایت، دوست‌داشتنی‌های دیگر انسان است. هر دوست‌داشتنی‌ای که برای ما مهم باشد، ما را کور و کر می‌کند پیامبر(ص) می‌فرماید: «حُبُّکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِمُّ»(من‌لایحضره‌الفقیه/4/380) دوست داشتن هر چیزی می‌تواند آدم را کور و کر کند و باعث شود که انسان، دیگر پیغام‌های الهی را نشنود و نتواند هدایت‌های الهی را دریافت کند.

خدا ما را به چه چیزی هدایت می‌کند؟/ اولین موضوع هدایت خودِ خداوند است

    در این جلسه می‌خواهیم به این مسأله بپردازیم که خداوند متعال ما را به چه چیزی هدایت می‌کند؟ دو موضوع خیلی مهم وجود دارد که موضوع هدایت پروردگار است.
    اولین موضوع هدایت، خودِ خداوند است. یعنی خدا ما را به خودش هدایت می‌کند تا او را بشناسیم، بیابیم، حس کنیم و بخواهیم. ما را هدایت می‌کند تا به او علم پیدا کنیم و به او اعتقاد و علاقه پیدا کنیم. خدا ما را هدایت می‌کند به اینکه او را ببینیم، و بشناسیم و به اسماء الهی معرفت پیدا کنیم که فرمود: «لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏»(طه/8)
    خدا ابتدا ما را به سمت خودش هدایت می‌کند یعنی می‌خواهد خودش را به ما بشناساند و این فوق‌العاده هیجان‌انگیز است. خداوند خیلی سرگر‌م‌کننده و جذاب است. جذابیت خداوند در این است دیدنی و شنیدنی نیست بلکه کشف‌کردنی است، باید او را کشف کنید. باید از غیر خدا، به سوی خودِ خدا منصرف شویم.

فهم و درک نسبت به اسماء و اوصاف خدا را از خدا تمنا کنید

    نباید فقط به این اکتفا کنیم که «ما اعتقاد داریم که خدا هست» و بعد هم سراغ کارهای خودمان برویم! اینکه به اصل وجود خدا پِی ببریم، کافی نیست، بلکه بعد از اعتقاد به خدا باید پی ببریم به اینکه خدا چگونه است؟ حیف است که خدا را عمیقاً نشناسیم؟ حیف است که خداوند، انیس و مونس دل ما نباشد. خداوند متعال خیلی می‌تواند دل ببَرد و اصلاً دل‌بری کار خود خداوند است. اگر در ادعیه و مناجات، زیاد عشق‌بازی با خدا نمی‌بینید، به‌خاطر ادب اولیاء خداست. چون رابطۀ ما با خداوند، رابطۀ عبد و مولاست و این رابطه، لوازم خاص خودش را دارد.
    فهم و درک نسبت به اسماء و اوصاف خدا را از خدا تمنا کن. مثلاً وقتی می‌گویی: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِه‏» بگو: «خدایا! تا کِی از عظمت تو بگویم، ولی از عظمت تو چیزی حس نکنم و نفهمم؟»  

دومین موضوع هدایت، «راه» رسیدن به خداست

    دومین موضوعی که خداوند متعال می‌خواهد ما را به آن هدایت کند، «راه» است. یعنی بعد از اینکه خودِ خدا را دریافت کردیم، هنوز کار تمام نشده است و در مرحلۀ دوم، خداوند باید راه را هم به ما نشان دهد. تو نمی‌توانی بگویی: «من خودم می‌دانم چطور باید به سمت خدا بروم» راه را هم خدا باید به تو نشان دهد.
    گاهی اوقات شما خودِ خدا را می‌خواهید ولی راه رسیدن به او را نمی‌دانید. باید از خدا تمنا کنید تا راهش را به شما نشان دهد. گاهی هم خداوند راه را به شما می‌گوید ولی خیلی پیچیده است و باز هم باید تقاضا و تمنا کنیم تا این پیچیدگی را بفهمیم.
    در هر کدام از مراحل فوق هم باید مدام از خدا تمنا کنیم که ما را کمک کند. اولیاء خدا هم این تمانا را داشتند. امام سجاد(ع) در دعای خود عرضه ‌می‌دارد: «خدایا! مرا برای آن چیزی که از من می‌خواهی، به‌کار بگیر و عمر مرا در کاری که مرا به خاطرش آفریده‌ای صرف کن؛ وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیَّامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَه‏»(صحیفۀ سجادیه/دعای 20)

«راه»  «چه‌ کنم؟»ها را برای ما مشخص می‌کند/ شاید خدا بارها هدایت خصوصی ما را به ما الهام کرده ولی ما اعتنا نکرده‌ایم

    «راه» در واقع «چه‌ کنم؟»ها را برای ما مشخص می‌کند. اینکه «الان من باید چه‌کار انجام دهم؟» خیلی مهم است و این را باید خدا به ما نشان دهد. در این‌جا یک‌سری دستورات عمومی یا کلّی وجود دارد که اگر کسی آنها را اجرا کند، کم کم هدایت‌های خصوصی سر راهش قرار می‌گیرد. ان‌شاء الله خداوند ما را اهل فهم هدایت‌های خصوصی قرار دهد. خیلی از اوقات اصلاً ما نمی‌خواهیم این دستورات را بفهمیم و از ترس سخت بودن، روی خودمان را از آن برمی‌گردانیم.. شاید خداوند بارها راهنمایی خصوصیِ ما را به ما الهام کرده است و ما اعتنا نکرده‌ایم.
    ما باید تمنا کنیم که خداوند راه را به ما نشان دهد، ولی باید مراقب باشیم که این کار یک‌مقدار خطرناک است. چون اگر راه را به ما نشان دادند و ما را راهنمایی کردند ولی ما گوش ندادیم، ممکن است دیگر ما را راهنمایی نکنند. این ظرافت امر هدایت را هم باید در نظر بگیرید. اگر تمنا کردید که «خدایا! راه خاص خودت را به من نشان بده، و به من بگو الان چکار کنم؟» و بعد هم خداوند، راه را به شما نشان داد، باید گوش دهید؛ اگر گوش نکنید و فرمان خدا را اطاعت نکنید، خیلی ناجور می‌شود. چون خداوند راه را به شما نشان داده و راه را برای شما باز کرده و شما نیامده‌اید. کمااینکه خداوند می‌فرماید: «بخوانید مرا تا شما را اجابت کنم؛ ُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ»(غافر/60) بعد می‌فرماید: « کسانی که از عبادت من تکبر می‌روزند، آنها را با خواری و ذلت به جهنم می‌برم؛ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»(همان) یعنی کسی که دعا نکند متکبر است. چون خدا باب دعا را باز کرده است ولی بعضی‌ها تکبر می‌کنند و نمی‌آیند.

بدون «راه» و «راهنما» نمی‌توان به خدا رسید/ خدا اول ما را به راهنما دعوت می‌کند!

    گفتیم که خداوند ما را به دو چیز هدایت می‌کند یکی به خودش و دیگر، به راهِ رسیدن به خودش. البته موضوع راه را باید به دو بخش تقسیم کرد: 1ـ راه 2ـ راهنما. یعنی خداوند متعال، هم ما را به راهنما هدایت می‌کند و هم به راه. به این ترتیب ما باید به سه چیز هدایت شویم: «خدا»، «راه» و «راهنما». البته اصلش این است که فقط به خودِ خدا هدایت شویم و به خدا برسیم ولی این هدایت باید از طریق راه باشد و بدون راه و بدون راهنما نمی‌توان به خدا رسید.
    لذا می‌توان گفت که خداوند ما را به سه چیز هدایت می‌کند: 1ـ به خودش هدایت می‌کند 2ـ به راه رسیدن به خدا هدایت می‌کند 3ـ به راهنمایی که این راه را به ما معرفی می‌کند، هدایت می‌کند. (که این راهنما هم از جانب خداوند آمده است) جالب این‌جاست که خداوند متعال از بین این سه عنصر، معمولاً اول از راهنما شروع می‌کند یعنی اول ما را به راهنما دعوت می‌کند. کمااینکه پیامبر اکرم(ص) وقتی می‌خواستند دعوت را شروع کنند، به مردم گفتند: آیا مرا قبول دارید؟ آیا من به شما راست می‌گویم؟ اگر بگویم دشمنان شما پشت این کوه هستند، قبول می‌کنید؟(قَالَ أَ رَأَیْتُکُمْ إِنْ‏ أَخْبَرْتُکُمْ‏ أَنَ‏ الْعَدُوَّ مُصْبِحُکُمْ أَوْ مُمْسِیکُمْ مَا کُنْتُمْ‏ تُصَدِّقُونَنِی‏ قَالُوا بَلَى قَالَ فَإِنِّی‏ نَذِیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ»(مناقب آل ابیطالب/1/46) لذا به تعبیری پیامبر(ص) از خدا شروع نکردند، بلکه از خودشان شروع کردند.

اهل‌بیت(ع) فقط راهنما نیستند بلکه به تعبیری «راه» هم هستند

    اهل‌بیت(ع) فقط راهنما نیستند بلکه به تعبیری خودشان «راه» هستند یعنی خودشان موضوعیت دارند و رسیدن به آنها نیز یک حرکت است. اگر دل ما برود به این سمت که دوست داشته باشیم پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) را بشناسیم، همین‌که دل‌مان به سمت آنها هدایت شود، این یعنی هدایت ما آغاز شده است.
    در زیارت جامعه، به اهل‌بیت(ع) می‌گوییم: «شما راه مستحکم هستید؛ أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم‏»(من‌لایحضره‌الفقیه/2/613) البته اهل‌بیت(ع) راهنما هم هستند کمااینکه در همین زیارت جامعه می‌گوییم: «شما به این راه، راهنمایی می‌کنید؛ أَدِلَّاءَ عَلَى صِرَاطِهِ»(من‌لایحضره‌الفقیه/2/611) یعنی شما اهل‌بیت(ع) هم راهنمایی می‌کند و هم اینکه خودتان راه هستید.

[ چهارشنبه 26 اسفند 1394 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ admin admin ] نظرات

کسی که شرایط قبولی نماز را رعایت کند، چهره‎اش در عالم معنا و ملکوت همچون خورشید می‎درخشد و این درخشش را کسانی که چشم باطن بین داشته باشند، در همین دنیا می‎بینند.

ممکن است امثال من و شما این درخشش را نبینیم، اما هستند کسانی که چشم دلشان به آن عالم باز است و به محض نگاه کردن به چهره کسی متوجه می‎شوند که وی اهل معصیت است یا اهل عبادت.

نورانیت دل و روح، یکی از آثار

نماز

تکوینی عبادت است؛ خداوند ظلمت‎های زندگی را برای بنده‏ای که نمازش را قبول کرده است روشن می‏سازد. خداوند در قرآن می‎فرماید:‌ای کسانی که ایمان آوردید، خدا ترس شوید و به رسولش نیز ایمان آورید تا از رحمتش شما را دو بهره نصیب گرداند و برای شما نوری قرار دهد که بدان راه سپرید و بر شما ببخشاید و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

انسان‎های خداترس و متقی هنگامی که دچار ظلمت‏های مادی می‎شوند خداوند حتی نور حسی هم به ایشان عطا می‎فرماید. بوده‎اند افراد نابینایی که قرآن را از رو تلاوت می‎کرده‏اند. انسان در دنیا خواه ناخواه با کسانی مواجه می‎شود که با برخوردهای نابخردانه‎شان صبر و تحمل را از انسان می‎گیرند. بسیار مشکل است که انسان بتواند در این شرایط خودش را کنترل نماید. اما خداوند به کسانی که نمازشان را پذیرفته است بردباری و حلمی عطا فرماید که در مقابل افراد نابخرد بتوانند خودشان را کنترل کنند.

خداوند مادامی که ادامه حیات به نفع چنین بنده‏ای باشد او را به وسیله فرشتگانش حفظ می‎کند و درخواست او را اجابت می‎کند.چنین بنده‏ای همچون گل‎ها و میوه‎های بهشتی که هیچ‎گاه پژمرده و پوسیده نمی‎گردند، همیشه با طراوت و سرزنده است. تفسیر عقلانی این مطلب این است که بنده آن‌چنان با آموزه‎های دینی خوگرفته است که هیچ‎گاه این حالت او تغییر نخواهد کرد، یعنی این حالات در او ملکه شده و به‌صورت صفتی ثابت برای نفس و روحش در آمده است و دوست دارند همیشه در نماز باشند یعنی همیشه متذکر باشند نمازی را که برای تذکر خوانده است، تذکر در او ایجاد یک روحیه قوی می‎کند که به واسطه آن روحیه قوی، همیشه به یاد خدا است و همیشه این قوت خودش را حفظ می‎کند.

 

عملی برای شکستن کمر شیطان

معیار اصلی نماز است. نماز بالاترین ذکر، شیرین‎ترین ذکر و برترین چیز است. همه چیز تابع نماز است. باید سعی شود این نماز درست به جاد آورده شود. سجده طولانی از عباداتی است که کمر شیطان را می‏شکند، اما کسی که سجده طولانی انجام می‏دهد باید مواظب باشد که مرتکب ریا نشود. بعد از سجده باید جلوی آیینه بایستد و ببیند آیا جای مهر در پیشانی‏اش نقش بسته است یا نه، اگر نقش بسته بود، مقداری بمالد تا به صفت رذیله ریا مبتلا نشود.معصیت، روح را مکدر می‎کند، و نورانیت دل را می‎برد و درهنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود، یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند و توجهش با غیر خدا مشغول نشود و اگر به طور غیر اختیاری توجهش به جایی جلب شد به محض التفات پیداکردن باید قلبش را از غیر خدا منصرف کند.

نماز نیز یکی از همان اکسیرهاست که به فرموده‌ی اولیای دین قربان و معراج است یعنی بال پرواز و ترقی. و آنچه گفته آمد همه برای این بود که عرض گردد نماز بهترین و تضمینی‌ترین ذکر و ختم و رمز برای ترقی و رسیدن به آرزوها و پر کشیدن به اوج آسمانهاست. اما نه ظاهر نماز و نه الفاظ آن، بل روح و معنای آن، که داستان نماز و روحش همان داستان آب و اسم آب است

چگونه نمازمان شیرین شود تا از خواندن نماز لذت ببریم؟؟؟

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این كه متوجه شود از بین او و مُهرش عبور كرد.

مرد نمازش را قطع كرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی.

مجنون به خود آمد و گفت: من كه عاشق لیلی هستم تو را ندیدم، تو كه عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی كه من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟

نماز موضوعی است که متدیان، بسیار با آن سر و کار دارند اما مواجهه‌ی افراد مختلف با آن متفاوت است. نماز برای بسیاری دغدغه‌ است اما دغدغه‌ای آزار دهنده که تا پایان وقت با آنهاست و در آن لحظات پایانی که آن را به جا می‌آورند گویا که بار بزرگی را از دوش برداشته‌اند.

گروه دیگری نیز به نماز عادت کرده‌اند و چندان ارتباطی با آن نداشته و هیچ دغدغه‌ای برایشان ندارد و از سر عادت دیر یا زود آن را به جا می‌آورند.

اما در این میان هستند افرادی که نماز جور دیگری برایشان دغدغه است. این افراد توانسته‌اند ارتباطی با آن برقرار کنند و دغدغه آنها این است که آن را به نحو صحیحی به جای آورند.

نماز

چگونه نماز برای انسان شیرین می‌شود؟

نماز عبادتی که در ابتدای راه، نیاز به تمرین دارد تا عادت شده و مشقت آن هموار شود. از این روست که آموزه‌های تربیتی دین، گویای این است که کودکان از هفت سالگی به نماز فرا خوانده شوند تا کم کم با آن خو بگیرند. اما قدم بعد، ستیز با عادت شدن آن است. و تمام مشکل اینجاست که یا نماز برای افراد عادت نمی شود و یا تبدیل به عادت می‌گردد.

عادت نکردن افراد به نماز در ابتدای سنین تکلیف موجب کسالت و مشقت برای آنان در سنین بالاتر شده و باقی ماندن در عادت موجب عدم ارتباط با آن می‌گردد. اما نمازی که "قربانُ کلِ تقی" است و "معراج مومن" است، فراتر از تکرار واژه‌ها و انجام منظم حرکات است.

از قدیم انسانها دنبال جادو، ذکر، ختم، رمز و کیمیا بوده‌اند تا یکباره ترقی کنند. امروز هم کم نیستند افرادی که ذکر می‌دهند و آدمهایی که دنبال آن هستند و خود شما نیز قطعا نمونه‌های دینی آن را تجربه کرده‌اید. حتی منابع اسلامی نیز پر است از این دست ختوم و اذکار. اما کم‌اند افرادی که با این روشها گره‌ای گشوده باشند حتی با شیوه‌های دینی. اما چرا؟

علت عدم تأثیر عمده این موارد، عدم ارتباط با معناست. چرا که الفاظ منشاء اثر نیستند و آنچه سیراب می‌کند خود آب است نه اسم آن. گذشته از اینکه بسیاری از موارد غیر دینی آن شیوه‌ها، تهی از معنا هستند.

قبل از نماز همیشه به خود توجه دهد که می‌خواهد در پیشگاه خدای بزرگی بایستد که او را می‌بیند و فراتر از آن، کسی است که او را و همه عالم را آفریده و هستی به دست اوست و شنوا و دانا و مهربان است

نماز نیز یکی از همان اکسیرهاست که به فرموده‌ی اولیای دین قربان و معراج است یعنی بال پرواز و ترقی. و آنچه گفته آمد همه برای این بود که عرض گردد نماز بهترین و تضمینی‌ترین ذکر و ختم و رمز برای ترقی و رسیدن به آرزوها و پر کشیدن به اوج آسمانهاست. اما نه ظاهر نماز و نه الفاظ آن، بل روح و معنای آن، که داستان نماز و روحش همان داستان آب و اسم آب است.

اما تنها راه عادت کردن به نماز و عادی نشدن نماز؛ تنها و تنها با توجه به آن و گذشتن از ظاهر آن و رسیدن به معنا و ارتباط با روح آن است که در تعابیر دیگر به این توجه حضور قلب نیز گفته می‌شود.

برای دست یابی به حضور قلب باید به نماز اهمیت داد. از وقت نماز گرفته تا مقدمات و اعمال و اذکار آن. بنابر این بهتر است نمازگزار موارد زیر را مراعات کند:

1- اهتمام به نماز اول وقت داشته و سعی کند دغدغه‌‌اش این باشد که تا اذان گفته شد هر جا که هست در پی خواندن نمازش رود.

2- قبل از نماز حتما اذان و اقامه را بگوید و خود را برای نماز مهیا کرده و ذهنش را از امور روزمره و مشغله‌های زندگی خالی کند.

3- قبل از نماز همیشه به خود توجه دهد که می‌خواهد در پیشگاه خدای بزرگی بایستد که او را می‌بیند و فراتر از آن، کسی است که او را و همه عالم را آفریده و هستی به دست اوست و شنوا و دانا و مهربان است.

4- حتما معنای اذکار نماز و آیاتی که در آن تلاوت می‌کند را بداند و توجه داشته باشد که دارد با خدای خود صحبت می‌کند.

5- بعد از نماز حتما چند دقیقه‌ای بنشیند و ارتباط خود را ادامه دهد و در آن بیندیشد.



[ چهارشنبه 26 اسفند 1394 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ admin admin ] نظرات

اهداف:
- ترویج معارف غنی اهل بیت (علیهم السلام) خاصه حضرت زهرا (س)
- باز خوانی فرهنگ فاطمی و تبیین سیره آن حضرت
- حضور پرشور جوانان همراه با شعور در مراسمات فاطمی
- تولید محتوا و غنی سازی محتوایی منابر

شرایط آثار:
چکیده سخنرانی هایی که درباره حضرت زهرا (س) تا کنون شنیده اید یا بیان نموده اید را در قالب فایل Word  با فرمت های doc,docx حداقل 2 و حداکثر 4 صفحه  A4 خلاصه و ارسال نمایید.
چکیده ها دارای منابع و ماخذ باشد.
قید تاریخ، ساعت ، مکان برگزاری سخنرانی و نام سخنران ضروری است.
چکیده ها شامل مقدمه ، متن اصلی و نتیجه گیری باشد.(مختصر، دقیق و واضح)
چکیده سخنرانی هایی که به صورت حضوری شنیده شده اند دارای امتیاز ویژه می باشد.
نوآوری در انتخاب موضوع امتیاز ویژه دارد.
هر نفر می تواند حداکثر 3 چکیده به دبیرخانه ارسال نماید.
سخنرانی درباره موضوعات نماز از منظر حضرت زهرا(سلام الله علیها)، خانواده از منظر حضرت زهرا(سلام الله علیها)، وظایف زن با توجه به الگوهای رفتاری آن حضرت ، حجاب و عفاف فاطمی، اقتصاد مقاومتی(رزق حلال، کار و تلاش، انفاق و....)دارای امتیاز ویژه می باشد.
مشخصات شرکت کنندگان شامل نام و نام خانوادگی،نام پدر، سن ، تحصیلات،شغل، استان، شهرستان، مسجد، نام سخنران، مکان و زمان سخنرانی، شماره تماس، آدرس دقیق نوشته شود
چکیده های  منتخب با نظر هیات داوران در قالب کتاب انتشار خواهد یافت.

مهلت ارسال آثار حداکثر تا تاریخ 1395/01/30 مصادف با 10 رجب المرجب (ولادت با سعادت امام جواد (علیه السلام)
آدرس دبیرخانه: بندرعباس، بلوار پاسداران، نرسیده به سه راه هتل هما، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیرخانه کانونهای فرهنگی هنری استان هرمزگان
تلفن : 6-07633555185
ایمیل:manaberefatemi95@gmail.com

جوایز:
- به نفر برتر در هربخش کمک هزینه سفر کربلا به مبلغ پنج میلیون ریال
- نفر برگزیده در هر بخش کمک هزینه سفر مشهد به مبلغ سه میلیون ریال
- نفر منتخب در هر بخش مبلغ دو میلیون ریال اهدا خواهد شد.
علاوه بر این به 14 اثر که امتیاز لازم را کسب نمایند به تشخیص هیات محترم داوران هدایایی به رسم یادبود اهدا خواهد شد

 فراخوان ملی «منابر فاطمی» اعلام شد



[ یکشنبه 23 اسفند 1394 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ admin admin ] نظرات



      قالب ساز آنلاین